ملا خليل بن غازي القزويني

430

صافى در شرح كافى (فارسى)

ائمّهء سابقين است ، چنانچه مخالفان ، توهّم كرده‌اند در انعقاد امامت ابو بكر به بيعت . فَإنَّ استدلال است بر انتفاى ايمان آن قائلين . السَّبَب ( به فتح سين بىنقطه و فتح باء يك نقطه ) : اوّلْ باعثِ ربطِ دو چيز به يكديگر ، مثل ريسمان ؛ و اين جا عبارت است از امثال مصاهرت ميان وليجه و امام سابق . النَّسَب ( به فتح نون و فتح سين بىنقطه ) : خويشاوندى ، به اعتبار ولادت ، مثل اين كه وليجه و امام سابق از قبيلهء قريش باشند . الْقَرَابَة ( به فتح قاف و راء بىنقطه و الف و باء يك نقطه ) : نزديكىِ خويشاوندى ، مثل اين كه وليجه عمّ امام سابق باشد و مثل اين كه هر دو از بنى هاشم باشند . وَلِيجه اين جا ، به تقدير « وُلُوج وَلِيجة » است ؛ و مراد ، دخول وليجه در سلسلهء ائمّه و فرمان‌بردارى اكثر مردمان براى اوست ، خواه به سبب بيعت جمعى باشد و خواه به سببى ديگر باشد . ذكر اين حديث در تحت عنوان اين باب ، به اعتبار ذكر بدعت و شُبهت است و مراد به شُبهه ، مشابهتى است كه در قياس مىباشد . و در اين حديث ، اشعار است به اين كه هر يك از بدعت و شُبهت ، دو قسم است : اوّل ، آنچه در نفس حكم اللَّه است ، مثل تعيين امام از روى خواهش نفس و مثل تعيين امام از روى مشابهت او به امام سابق در شكل و شمايل . دوم ، آنچه در غير آن است ، مثل احداث نوعى از طعام از روى خواهش نفس و مثل مشابهتى كه براى قياس چيزى به چيزى ديگر در تعيين قِيَمِ مُتْلَفات و تعيين قبله در موضعى معيّن باشد . و مقصود در اين باب ، ابطال قسم اوّل است ، نه قسم دوم ؛ زيرا كه قرآن ، ابطال اوّل مىكند و اثبات ثانى مىكند . يعنى : گفت امام محمّد باقر عليه السلام كه : مگيريد براى خود ، بىنصّ اللَّه تعالى در آيات بيّناتِ محكمات قرآن ، امامى را ، كه از ايمان به خدا و رسول بيرون خواهيد رفت ؛ چه